سایت مذهبی ذكری

ویژگی های روش تبلیغی پیامبران در قرآن کریم

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
سه شنبه ۱ اسفند ۱۳۹۶

ویژگی های روش تبلیغی پیامبران در قرآن کریم

دسته بندی : خبری تاریخ : سه شنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۶


مسئله تبلیغ به همان معنای صحیح و واقعی، رساندن و شناساندن یک پیام به مردم هست، آگاه ساختن مردم به یک پیام و معتقد کردن و متمایل نمودن و جلب کردن نظرهای مردم به یک پیام هست. رساندن یک پیام، اسلوب و روش صحیح می خواهد و تنها با روش صحیح هست که تبلیغ موفقیت آمیز خواهد بود. اگر تصویر این روش انتخاب شود، نه تنها نتیجه مثبت نخواهد داشت، بلکه نتیجه معکوس خواهد داد.

پیامبران

مسئله تبلیغ به همان معنای صحیح و واقعی، رساندن و شناساندن یک پیام به مردم هست، آگاه ساختن مردم به یک پیام و معتقد کردن و متمایل نمودن و جلب کردن نظرهای مردم به یک پیام هست. رساندن یک پیام، اسلوب و روش صحیح می خواهد و تنها با روش صحیح هست که تبلیغ موفقیت آمیز خواهد بود. اگر تصویر این روش انتخاب شود، نه تنها نتیجه مثبت نخواهد داشت، بلکه نتیجه معکوس خواهد داد. قرآن کریم روش تبلیغ را یا خودش مستقیما و یا از زبان پیغمبران بیان کرده هست. در زیر به مهمترین ویژگی های روش تبلیغی پیامبران که در قرآن ذکر شده اشاره می شود:
۱- وضوح و عدم تکلف در روش تبلیغی پیامبران
۲- اخلاص و خیرخواهی در روش تبلیغی پیامبران
۳- تواضع و صلابت در روش تبلیغی پیامبران
۴- عدم وعده و وعید در روش تبلیغی پیامبران
۵- صبر و عدم تبعیض در روش تبلیغی پیامبران

شرایط مبلغ از نظر اسلام
اولین شرط برای یک نفر مبلغ، شناسایی خود مکتب هست، شناسایی ماهیت پیام هست یعنی کسی که می خواهد پیامی را به جامعه برساند باید خودش با ماهیت آن پیام آشنا باشد، باید فهمیده باشد که هدف این مکتب چیست، اصول و پایه های این مکتب چیست، راه این مکتب چیست و به کجا می رسد، اخلاق و اقتصاد و سیاست این مکتب چیست، معارف این مکتب چیست، توحید و معاد این مکتب چیست، احکام و مقررات این مکتب چیست. آخر مگر کسی می تواند پیامی را به مردم برساند بدون آنکه خودش آن پیام را شناخته و درک کرده باشد؟ این مثل این هست که بگوئیم یک نفر مرجع تقلید باشد اما فقه نخوانده باشد. چطور می شود کسی مرجع تقلید باشد و بخواهد بر اساس فقه فتوی بدهد و فقه نخوانده باشد و یا مثل این هست که یک نفر می خواهد طبیب باشد اما پزشکی نخوانده باشد. از اینجا معلوم می شود که برای یک نفر مبلغ تا چه اندازه وسعت اطلاعات علمی و شناخت اسلام آنهم به صورت یک مکتب لازم هست.

اسلام خودش یک مکتب هست، یک اندام هست، یک مجموعه هماهنگ هست یعنی تک تک شناختی هم فایده ندارد، باید همه را در آن اندام و ترکیبی که وجود دارد، بشناسیم. ارزیابی ما درباره مسائل اسلامی باید درست باشد. برای یک اندام، یک عضو به تنهایی ارزش ندارد. در اندام انسان، دست، پا، بینی، چشم، گوش، اعضای درونی مثل معده، روده، قلب و مغز هر کدام، یک عضو هستند. ولی آیا ارزش این اعضا در این اندام با اینکه همه لازم و واجب هستند یکجور هست؟ آیا اگر لازم شد ما یک عضو را فدای دیگری بکنیم، کدام عضو را فدای عضو دیگر می کنیم؟ آیا اگر لازم شد، قلب را فدای دست می کنیم یا دست را فدای قلب؟ معلوم هست که دست را فدای قلب می کنیم. چون آدم بدون دست می تواند زنده بماند ولی بدون قلب نمی تواند، بدون کبد یا بدون مغز و اعصاب نمی تواند زنده بماند. اسلام هم اینگونه هست که این خودش بحثی هست بنام اهم و مهم.

دومین شرط برای کسی که حامل یک پیام هست، اولا مهارت در بکار بردن وسائل تبلیغ و ثانیا شناسائی آنهاست. یعنی باید بداند چه ابزاری را مورد استفاده قرار بدهد و چه ابزاری را مورد استفاده قرار ندهد و بلکه خودش از نظر ابزارهای طبیعی، چه ابزاری را داشته باشد و چه ابزاری را نداشته باشد. در حدود دوازده سال پیش، سخنرانیهایی کردم تحت عنوان منبر و خطابه که در کتابی به نام گفتار عاشورا چاپ شده هست. یک سلسله بحثها را من در آنجا ذکر کرده ام. در مورد خطبه، علماء اساسا کتاب نوشته اند. اصلا خطابه خودش یک فن هست، ظاهرا اول کسی که در این فن کتاب نوشته ارسطو هست و مسلمین که آثار ارسطو را ترجمه کردند، خطابه را جزء منطق قرار دادند. بعدها درباره خطابه خیلی حرفها گفتند، بوعلی سینا کتابی حدود پانصد صفحه درباره خطابه دارد که در آن درباره شرایط خطیب می گوید: بدون شک خطیب باید یک سلسله شرایط طبیعی هم داشته باشد مثل سخنوری و قدرت بیان. این خودش نعمتی از نعمتهای بزرگ الهی هست و برای تبلیغ، داشتن این هنر طبیعی لازم هست. «الرحمن* علم القرآن* خلق الانسان* علمه البیان؛ خداوند رحمن، قرآن را آموخت، انسان را آفرید، او را گفتن آموخت» (رحمن/ ۴-۱).

برای پی بردن به اهمیت امر تبلیغ ببینید، درخواستهای موسی (ع) برای تبلیغ امر الهی و شباهت آن با رسالت پیامبر اکرم: «رب اشرح لی صدری* و یسر لی امری* واحلل عقده من لسانی* یفقهوا قولی* واجعل لی وزیرا من اهلی* هارون اخی؛ گفت: پروردگارا! سینه ام را وسعت بخش. و کارم را برای من آسان ساز. و گره از زبانم بگشای. تا سخنم را دریابند. و برای من دستیاری از کسانم قرار ده، هارون برادرم را» (طه/ ۳۰-۲۵) صددرصد منطبق هست با آنچه که درباره پیغمبر اکرم به صورت انجام یافته هست: «الم نشرح لک صدرک* و وضعنا عنک وزرک* الذی انقض ظهرک* و رفعنا لک ذکرک* فان مع العسر یسرا* ان مع العسر یسرا* فاذا فرغت فانصب* و الی ربک فارغب؛ آیا ما سینه تو را فراخ نکردیم؟ و بار گرانت را از تو فرو ننهادیم؟ که پشتت را شکسته بود. و آوازه ات را بلند کردیم. پس بی تردید با هر دشواری آسانی هست. مسلما با هر دشواری آسانی هست. پس چون فراغت یافتی به (عبادت) بکوش. و با اشتیاق به سوی پروردگارت روی آور» (انشراح/ ۸-۱). اگر معنی انصب را از ماده نصب نگیریم بلکه از ماده نصب بگیریم یعنی مقصود این باشد که علی (ع) را به خلافت نصب کن، باز مطلب صددرصد منطبق با آیات قرآن هست. از همه اینها چه نتیجه می گیریم؟ نتیجه می گیریم که در منطق قرآن، کار تبلیغ، کار هدایت و ارشاد مردم، کار بسیار بسیار دشواری تلقی شده هست .

منبع: وبسایت دائره المعارف طهور