سایت مذهبی ذكری

مجازات دزدان در قرآن

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶

مجازات دزدان در قرآن

دسته بندی : خبری تاریخ : پنج شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۶


در چند آیه قبل احکام محارب یعنى کسى که با تهدید به اسلحه آشکارا متعرض جان و مال و نوامیس مردم مى شود بیان شد، در این آیات ، به همین تناسب ، حکم دزد یعنى کسى که بطور پنهانى و مخفیانه اموال مردم را مى برد بیان گردیده هست :

دین

مجازات دزدان

در چند آیه قبل احکام محارب یعنى کسى که با تهدید به اسلحه آشکارا متعرض جان و مال و نوامیس مردم مى شود بیان شد، در این آیات ، به همین تناسب ، حکم دزد یعنى کسى که بطور پنهانى و مخفیانه اموال مردم را مى برد بیان گردیده هست :

نخست مى فرماید: دست مرد و زن سارق را قطع کنید.

(و السارق و السارقه فاقطعوا ایدیهما).

در اینجا مرد دزد بر زن دزد مقدم داشته شده در حالى که در آیه حد زنا کار، زن زاینه بر مرد زانى مقدم ذکر شده هست ، این تفاوت شاید به خاطر آن باشد که در مورد دزدى عامل اصلى بیشتر مردانند و در مورد ارتکاب زنا عامل و محرک مهمتر زنان بیبند و بار!.

سپس مى گوید: این کیفرى هست در برابر اعمالى که انجام داده اند و مجازاتى هست از طرف خداوند.

(جزاء بما کسبا نکالا من الله ).

در حقیقت در این جمله اشاره به آن هست که اولا – این کیفر نتیجه کار خودشان هست و چیزى هست که براى خود خریده اند و ثانیا – هدف از آن پیشگیرى و بازگشت به حق و عدالت هست (زیرا نکال به معنى مجازاتى هست که به منظور پیشگیرى و ترک گناه انجام مى شود – این کلمه در اصل به معنى لجام و افسار هست و سپس به هر کارى که جلوگیرى از انحراف کند گفته شده هست ) و در پایان آیه براى رفع این توهم که مجازات مزبور عادلانه

نیست مى فرماید: خداوند هم توانا و قدرتمند هست ، بنابراین دلیلى ندارد که از کسى انتقام بگیرد و هم حکیم هست بنابراین دلیلى ندارد که کسى را بى حساب مجازات کند (و الله عزیز حکیم ).

در آیه بعد راه بازگشت را به روى آنها گشوده و مى فرماید: کسى که بعد از این ستم توبه کند و در مقام اصلاح و جبران برآید خداوند او را خواهد بخشید زیرا خداوند آمرزنده مهربان هست .

(فمن تاب من بعد ظلمه و اصلح فان الله یتوب علیه ان الله غفور رحیم ).

آیا به وسیله توبه تنها گناه او بخشوده مى شود و یا اینکه حد سرقت (بریدن دست ) نیز ساقط خواهد شد! معروف در میان فقهاى ما این هست که : اگر قبل از ثبوت سرقت در دادگاه اسلامى توبه کند حد سرقت نیز از او برداشته مى شود، ولى هنگامى که از طریق دو شاهد عادل ، جرم او ثابت شد با توبه از بین نمى رود. در حقیقت توبه حقیقى که در آیه به آن اشاره شده آن هست که قبل از ثبوت حکم در محکمه انجام گیرد، و گرنه هر سارقى هنگامى که خود را در معرض مجازات دید اظهار توبه خواهد نمود و موردى براى اجراى حق باقى نخواهد ماند و به تعبیر دیگر توبه اختیارى آن هست که قبل از ثبوت جرم در دادگاه انجام گیرد، و گرنه توبه اضطرارى همانند توبه اى که به هنگام مشاهده عذاب الهى و یا آثار مرگ صورت مى گیرد ارزشى ندارد، و به دنبال حکم توبه سارقان روى سخن را به پیامبر بزرگ اسلام کرده ، مى فرماید: آیا نمى دانى که خداوند مالک آسمان و زمین هست و هر گونه صلاح بداند در آنها تصرف مى کند، هر کس را که شایسته مجازات بداند مجازات ، و هر کس را که شایسته بخشش ببیند مى بخشد و او بر هر چیز توانا هست .

(ا لم تعلم ان الله له ملک السموات و الارض یعذب من یشاء و یغفر لمن یشاء و الله على کل شى قدیر).

در اینجا به چند نکته مهم باید توجه داشت :

الف – شرائط مجازات سارق .

قرآن در این حکم همانند سائر احکام ریشه مطلب را بیان کرده و شرح آن به سنت پیامبر واگذار شده هست ، آنچه از مجموع روایات اسلامى استفاده مى شود این هست که اجراى این حد اسلامى (بریدن دست ) شرائط زیادى دارد که بدون آن اقدام به این کار جائز نیست از جمله اینکه :

۱ – متاعى که سرقت شده باید حداقل یک ربع دینار باشد.

۲ – از جاى محفوظى مانند خانه و مغازه و جیبهاى داخلى سرقت شود.

۳ – در قحط سالى که مردم گرسنه اند و راه به جائى ندارند نباشد.

۴ – سارق عاقل و بالغ باشد، و در حال اختیار دست به این کار بزند.

۵ – سرقت پدر از مال فرزند، یا سرقت شریک از مال مورد شرکت این حکم را ندارد.

۶ – سرقت میوه از درختان باغ را نیز از این حکم استثناء کرده اند.

۷ – کلیه مواردى که احتمال اشتباهى براى سارق در میان باشد که مال خود را به مال دیگرى احتمالا اشتباه کرده هست از این حکم مستثنى هست .

و پاره اى از شرائط دیگر که شرح آن در کتب فقهى آمده هست . اشتباه نشود منظور از ذکر شرائط بالا این نیست که سرقت تنها در صورت اجتماع این شرائط حرام هست ، بلکه منظور این هست که اجراى حد مزبور، مخصوص اینجا هست و گرنه سرقت به هر شکل به هر صورت ، و به هر اندازه و هر کیفیت در اسلام حرام هست .

ب – اندازه قطع دست سارق .

معروف در میان فقهاى ما با استفاده از روایات اهل بیت (علیهمالسلام ) این هست

که تنها چهار انگشت از دست راست بریده مى شود، نه بیشتر، اگر چه فقهاى اهل تسنن بیش از آن گفته اند.

ج – آیا این مجازات اسلامى خشونت آمیز هست !

بارها این ایراد از طرف مخالفان اسلام و یا پاره اى از مسلمانان کم اطلاع شده هست که این مجازات اسلامى بسیار شدید به نظر مى رسد و اگر بنا بشود این حکم در دنیاى امروز عمل شود باید بسیارى از دستها را ببرند، به علاوه اجراى این حکم سبب مى شود که یک نفر گذشته از اینکه عضو حساسى از بدن خود را از دست دهد تا پایان عمر انگشت نما باشد.

در پاسخ این ایراد باید به این حقیقت توجه داشت که :

اولا – همانطور که در شرائط این حکم گفتیم هر سارقى مشمول آن نخواهد شد بلکه تنها یک دسته از سارقان خطرناک هستند که رسما مشمول آن مى شوند.

ثانیا – با توجه به اینکه راه اثبات جرم در اسلام شرائط خاصى دارد این موضوع باز هم تقلیل پیدا مى کند.

ثالثا – بسیارى از ایرادهائى که افراد کم اطلاع بر قوانین اسلام مى کنند به خاطر آن هست که یک حکم را به طور مستقل و منهاى تمام احکام دیگر مورد بررسى قرار مى دهند، یعنى به عبارت دیگر آن حکم را در یک جامعه صددرصد غیر اسلامى فرض مى کنند، ولى اگر توجه داشته باشیم که اسلام تنها این یک حکم نیست بلکه مجموعه احکامى هست که پیاده شدن آن در یک اجتماع سبب اجراى عدالت اجتماعى ، و مبارزه با فقر، و تعلیم و تربیت صحیح ، و آموزش و پرورش کافى ، آگاهى و بیدارى و تقوا مى گردد، روشن مى شود که مشمولان این حکم چه اندازه کم خواهند بود اشتباه نشود، منظور این نیست که در جوامع امروز این حکم نباید اجراء شود بلکه منظور این هست که هنگام داورى و قضاوت باید تمام این جوانب را در نظر گرفت .

خلاصه حکومت اسلامى موظف هست که براى تمام افراد ملت خود نیازمندیهاى اولى زندگى را فراهم سازد، و به آنها آموزش لازم دهد، و از نظر اخلاقى نیز تربیت کند، بدیهى هست در چنان محیطى افراد مختلف بسیار کم خواهند شد.

رابعا- اگر ملاحظه مى کنیم امروز دزدى فراوان هست به خاطر آن هست که چنین حکمى اجراء نمى شود و لذا در محیطهائى که این حکم اسلامى اجراء مى گردد (مانند محیط عربستان سعودى که تا سالهاى اخیر این حکم در آن اجراء مى شد) امنیت فوق العاده اى از نظر مالى در همه جا حکمفرما بود. بسیارى از زائران خانه خدا با چشم خود چمدانها یا کیفهاى پول را در کوچه و خیابانهاى حجاز دیده اند که هیچکس جرئت دست زدن به آن را ندارد تا اینکه مامورین اداره جمع آورى گمشدهها بیایند و آن را به اداره مزبور ببرند و صاحبش بیاید و نشانه دهد و بگیرد. غالب مغازهها در شبها در و پیکرى ندارند و در عین حال کسى هم دست به سرقت نمى زند.

جالب اینکه این حکم اسلامى با اینکه قرنها اجراء مى شد و در پناه آن مسلمانان آغاز اسلام در امنیت و رفاه مى زیستند در مورد تعداد بسیار کمى از افراد که از چند نفر تجاوز نمى کرد این حکم در طى چند قرن اجراء گردید.

آیا بریدن چند دست خطا کار براى امنیت چند قرن یک ملت قیمت گزافى هست

که پرداخت مى شود!

د – بعضى اشکال مى کنند.

که اجراى این حد در مورد سارق به خاطر یک ربع دینار منافات با آنهمه احترامى که اسلام براى جان مسلمان و حفظ او از هر گونه گزند قائل شده

ندارد، تا آنجا که دیه بریدن چهار انگشت یک انسان مبلغ گزافى تعیین شده هست .

اتفاقا همین سؤ ال – به طورى که از بعضى از تواریخ بر مى آید – از عالم بزرگ اسلام ، علم الهدى مرحوم سید مرتضى ، در حدود یک هزار سال قبل شد، سؤ ال کننده موضوع سؤ ال خود را طى شعرى به شرح ذیل مطرح کرد:

ید بخمس مئین عسجد ودیت ما بالها قطعت فى ربع دینار!

یعنى : دستى که دیه آن پانصد دینار هست .

چرا به خاطر یک ربع دینار بریده مى شود!

سید مرتضى در جواب او این شعر را سرود:

عز الامانه اغلاها و ارخصها ذل الخیانه فافهم حکمه البارى

یعنى عزت امانت آن دست را گرانقیمت کرد.

و ذلت خیانت بهاى آن را پائین آورد، فلسفه حکم خدا را بدان .


منبع : سایت دین درمانی